پیدا





در مسیر رؤیاهایمان حرکت کنیم!

درخواست حذف اطلاعات

«محمدمتین نصیری»، ستاره ی نوجوان «خنداننده شوی2» در گفت وگو با دوچرخه: در مسیر رؤیاهایمان حرکت کنیم! کودک و نوجوان > فرهنگی - اجتماعی - نیلوفر نیک بنیاد:
می گوید از بچگی الگویش در همه چیز خواهر بزرگ ترش «مهتا» بوده است. مثلاً اگر خواهرش از یک سبک موسیقی یا خوشش می آمده، او هم خوشش می آمده و طرفدارش می شده. حتی هفته نامه ی دوچرخه را هم خواهرش به او معرفی کرده بود. می گوید تفریحش ساززدن است و تصمیم دارد بازیگری را به صورت حرفه ای دنبال می کند، اما نقاشی و موسیقی را هم ادامه خواهد داد. «محمدمتین نصیری»، همان نوجوان 17ساله ای است که در این دوره ی مسابقه ی «خنداننده شو» در برنامه ی تلویزیونی «خندوانه» حس ترکاند. او دوسال قبل هم وقتی 15ساله بود برای شرکت در خنداننده شو تست داده، اما انتخاب نشده بود. او می گوید آن زمان از این موضوع خیلی ناراحت شد و همین ناراحتی باعث شد بیش تر تلاش کند و دوباره به برنامه ی خنداننده شو برگردد. او این بار توانست با رأی مردمی تا مرحله ی یک چهارم نهایی و جمع هشت نفر برتر خنداننده ها صعود و هواداران بسیاری پیدا کند. محمدمتین، تابستان شلوغی داشت و در زمان اجراهایش در خندوانه و بعد هم اجرای فشرده ی نمایش «پزشک نازنین» به کارگردانی «اشکان خطیبی»، فرصت زیادی نداشت. برای همین حالا در دومین هفته ی پاییز که فرصت بیش تری دارد، به سراغش می رویم تا بیش تر با او آشنا شویم و کمی هم از حال و هوای این روزهایش باخبر شویم. بگذار در آغاز کار کمی بیش تر از خودت بدانیم. به عنوان نوجوان، چه تفریح ها و علاقه هایی داری؟ به عنوان تفریح معمولاً ساز می زنم و در زمینه ی موسیقی فعالیت می کنم. از بچگی بیش تر توی خانه بودم و با بیرون رفتن سرگرم نمی شدم. همین باعث می شد وقتم را با نقاشی و کارهایی مثل آن بگذرانم. این طوری شد که نقاشی و موسیقی را حرفه ای تر دنبال . در مدرسه چه طور؟ کدام درس ها را دوست داری و از کدام ها خوشت نمی آید؟ به نظرم ریاضی و فیزیک، هم بد هستند و هم من ازشان بدم می آید! در رشته ی خودمان به درس های تخصصی مثل طراحی علاقه ی بیش تری دارم. گفتی طراحی. به نظر می رسد نوجوانی همه چیز تمامی، تصویرگری می کنی، ساز می زنی، خنداننده ای و بازیگر. در صفحه ات دیدم تصویرگری سه بعدی هم انجام می دهی. چه شد که به تصویرگری سه بعدی علاقه مند شدی؟ از 12سالگی کار تصویرگری سه بعدی را شروع . هیچ کلاسی نرفتم. همه چیز به صورت خودآموز پیش می رفت. تا این که با کارهای یک نقاش ایتالیایی به اسم «مارسلو بارنگی» آشنا شدم. اوایل سعی می نقاشی های او را بکشم، اما کم کم به جزییات توجه بیش تری و سعی چیزهایی بکشم که او نکشیده است. به کتاب و هم علاقه داری؟ جدیداً سعی می کنم کتاب بخوانم. بیش تر نمایش نامه می خوانم. دیدن انیمیشن و های سینمای کره را هم دوست دارم. علاقه ات به سینمای کره و موسیقی کره ای (کی پاپ) از کجا و چه طور شروع شد؟ از بچگی الگوی من در همه چیز خواهر بزرگ ترم «مهتا» بود. اگر او از یک سبک موسیقی یا خوشش می آمد من هم خوشم می آمد. حتی هفته نامه ی دوچرخه را هم او به من معرفی کرد. کی پاپ هم همین طور، بعد از علاقه ی مهتا به این سبک حس با روحیاتم خیلی سازگار است. گذشته از علاقه باید بگویم که صنعت موسیقی کره ی جنوبی به خصوص نسل جدید گروه های کی پاپ بسیار پیشرفته تر و مشهورتر از دهه ی گذشته شده و موفقیت های جهانی زیادی ب کرده اند. هم چنین گوش دادن به موسیقی کشورهای مختلف باعث می شود با زبان و فرهنگ آن ها آشنا شویم و مردم نسبت به هم مهربان تر شوند. همکاری ات با برنامه ی اینترنتی «عهد عتیق» چه طور اتفاق افتاد؟ سر کلاس های اشکان خطیبی با دوستم «آریا گازر»، آشنا شدم. آریا، برنامه و روند کاری اش را برایم توضیح داد. بعد از آن گاهی در بخش هایی که می توانستم به او کمک می . دوچرخه شماره ۹۴۱ پشت صحنه ی «خندوانه» اما برسیم به خندوانه. یادم است در سال 1395 در اولین دوره ی خنداننده شو شرکت کرده بودی و انتخاب نشدی. چه شد که دوباره در این رقابت شرکت کردی؟ خیلی کار نوشتن را امتحان نکرده بودم. بیش تر مهتا می نوشت و من اجرا می . برای شرکت در اولین دوره ی خنداننده شو تلاش و خواستم امتحان کنم، اما متأسفانه نتیجه خوب نبود. ولی ناامید نشدم، پی اش را گرفتم و تمرین تا سال بعد بهتر ظاهر شوم. یعنی انتخاب نشدنت باعث نشد دل سرد شوی؟ دل سرد نه، اما خیلی ناراحت شدم. با این حال همین ناراحتی باعث شد بیش تر دنبالش را بگیرم و بیش تر تلاش کنم. وقتی واکنش های داوران مرحله ی انتخ آن دوره، یعنی «آتیلا پسیانی»، «کمال تبریزی» و «گوهر خیر ش» را دیدی، حدس زدی که ممکن است انتخاب نشوی؟ راستش نه. واکنش هایشان خوب بود و حس امیدوار بودم. من سر اجرای کمدین های سال قبل هم حاضر می شدم و با همه شان دوست شده بودم. آن ها هم وقتی مرا می دیدند می گفتند می آیی بالا. برای همین هم ناراحت شدم. امسال واکنش داورها چه طور بود؟ نسبت به سال قبل خیلی بهتر بود. البته من هم برای امسال خیلی تلاش . کلی اجرا دیدم، کلاس رفتم، تمرین و... دوچرخه شماره ۹۴۱ همراه با «اشکان خطیبی» در پشت صحنه ی «خندوانه»/ ع : حمید فروغی شماره ات در دوره ی اول 788 بود و در این دوره 295؛ کدام را بیش تر دوست داری؟ هردو را نگه داشته ام، اما 295 برایم عدد مقدسی شده و به من اعتماد به نفس می دهد. برای همین 295 را بیش تر دوست دارم. در صفحه ات دیدم که حدود یک سال قبل از خنداننده شو، پرتره ی «رامبد جوان» و «اشکان خطیبی» را کشیده بودی. دوست داشتی در گروه کدامشان بیفتی؟ من در کلاس های هردو نفرشان شرکت کرده بودم و هردو را دوست داشتم. اما از این که در گروه اشکان خطیبی افتادم، واقعاً خوشحال و هیجان زده بودم. کمی درباره ی اجرای اولت در این دوره برایمان بگو. چه شد که به ایده ی انشاخواندن رسیدی؟ در «آپارات»، مسابقه ای برگزار شده بود به نام «اعجوبه های سال 96». اولین بار متن انشا را برای آن جا اجرا . البته خیلی خام تر از نسخه ی فعلی بود و چهارم شدم. وقتی ایده را به آقای خطیبی دادم، استقبال کرد. من هم به کمک مهتا روی ایده کار و برای اجرای خنداننده شو آماده اش . دوچرخه شماره ۹۴۱ در حال کشیدن نقاشی سه بعدی/ ع ها: آرشیو شخصی محمدمتین نصیری شوخی هایی که با اعضای خانواده ات می کردی، برایت دردسرساز نشدند؟ بیش تر با پدرم شوخی می . او خودش سر تمرین ها بود و اصلاً ناراحت نمی شد. بعضی شخصیت ها هم ساختگی بودند. مثلاً من اصلاً شوهر ی چینی ندارم! فکرش را می کردی در اولین اجرا حدود یک میلیون و نیم رأی بیاوری؟ با توجه به رأی های سال قبل، نه. ولی خب امسال کلاً میزان رأی ها خیلی بیش تر شده بود. ولی وقتی فهمیدم چه قدر رأی آورده ام، خیلی خوشحال شدم. در رؤیاهایت تا کدام مرحله ی خنداننده شو بالا می رفتی؟ امید زیادی وجود داشت که به عنوان تنها ی آقای خطیبی در مرحله ی یک چهارم نهایی به مراحل بعدی صعود کنم. اما من برخلاف بقیه ی شرکت کننده ها که زمان و انرژی شان را صرفاً برای نوشتن و تمرین استندآپ می گذاشتند، سر تمرین نمایش هم بودم و چون به تئاتر بیش تر از استندآپ علاقه داشتم، سعی می جدی دنبالش کنم. به جز این ها، تنوع، انتخاب و طراحی سوژه برای نوجوانی به سن من با محدودیت هایی همراه بود که کار را سخت تر می کرد. دوچرخه شماره ۹۴۱ در فروشگاه نشرچشمه ی رایزن/ ع : عرفان عسگریان کمی هم از تجربه ی نمایش «پزشک نازنین» به کارگردانی اشکان خطیبی برایمان بگو. پزشک نازنین، تجربه ی بی نظیری بود. آن قدر دوستش داشتیم که شب آ اجرا بچه ها در پشت صحنه گریه شان گرفته بود. من نقش پدری متفاوت و عجیب را بازی می که خیلی دوستش داشتم. دلم می خواهد تئاتر را ادامه بدهم. دوست دارم تک پرسناژ کار کنم. بالأ ه از بین این همه هنری که داری، می خواهی کدام را انتخاب کنی و چه کاره شوی؟ بازیگری را به صورت حرفه ای دنبال می کنم، اما نقاشی و موسیقی را هم ادامه می دهم. احتمالاً حضور تو به عنوان نوجوان در برنامه ی خندوانه، خیلی از نوجوان ها را قلقلک داده که «اگر او توانسته، من هم می توانم.» فکر می کنی نوجوان ها، چه طور می توانند به رؤیاها و آرزوهایشان برسند؟ وقتی یک گوشه بنشینیم و برای تحقق آرزوهایمان تلاشی نکنیم، هیچ اتفاق خاصی نمی افتد. اما وقتی خالصانه و با همه ی انرژی برای اه مان بجنگیم، خدا هم افرادی را سر راهمان قرار می دهد که کمکمان می کنند تا در مسیر رؤیاهایمان حرکت کنیم. من همیشه از خدا سپاس گزارم که هنرمندی دوست داشتنی مثل آقای خطیبی را سر راهم قرار داد تا مثل پدری دل سوز راهنمایی ام کند و همین طور از آقای رامبد جوان ممنونم که بستری فراهم د تا همه، مخصوصاً دهه ی هفتادی ها و هشتادی ها هم بتوانند توانایی شان را نشان دهند. دوچرخه شماره ۹۴۱ اجرای نمایش «پزشک نازنین»/ ع : فاطمه تقوی